وجهی از بحران سرنگونی

  • سخن روز
  • 1399/11/09

سخن روز

سخن روز

اظهارات روحانی در جلسهٔ هیات دولت در روز ۸بهمن، نمود دیگری از اوج‌گیری بحران درونی رژیم آخوندی بود.

اساس حرفهای آخوند روحانی در این جلسه حمله به دو قوه دیگر نظام بود و حملات آنها را پاسخ داد. اسماعیلی، سخنگوی قضاییهٔ رژیم روز ۷بهمن پس از ابراز نگرانی نسبت به فضای مجازی و «ویروس‌های به‌مراتب بدتر از کرونا مانند خرید و فروش سلاح (در میان) نسل جوان و نوجوان از طریق فضای مجازی» که «بیداد می‌کند»، خطاب به وزیر ارتباطات روحانی گفته بود: «مسئولان فضای مجازی نسبت به قصور خود پاسخگو باشند». حال آخوند روحانی پاسخ او را داد که: «کسی را برای پهنای باند نمی‌توانند محاکمه کنند»؛ آنگاه در برابر قضاییه نظام شاخ و شانه کشید که «اگر می‌خواهید محاکمه کنید، من را محاکمه کنید… باید من را احضار کنید، نه این‌که وزیر مرا احضار کنید!». آخوند رئیسی بیدرنگ سخنگویش را برای پاسخ به آخوند روحانی فرستاد: «باز هم آدرس غلط به مردم داده شد، موضوع احضار وزیر ارتباطات پهنای باند نیست»؛ وی سپس با طعنه و کنایه به روحانی افزود: «دولتمردان اگر قصد پاسخگویی دارند خوب است در ارتباط با کاهش ارزش پول ملی، وضعیت معیشت مردم، کنترل بازار و مرغ و تخم‌مرغ به مردم توضیح دهند که چرا وضعیت این‌گونه است!» (اسماعیلی-۸بهمن).

بحران اوج می‌گیرد

علاوه بر این‌که در کمتر از ۲۴ساعت دو قوه مجریه و قضاییه نظام این‌طور به جان هم افتاده‌اند؛ شاهد حملات شدید متقابل دولت روحانی و قالیباف، به‌ویژه بر سر خوان یغمای بودجهٔ ۱۴۰۰ هستیم که به امری جاری بدل شده است.

از یک‌سو الیاس نادران رئیس کمیسیون تلفیق بودجهٔ مجلس ارتجاع در یک گفتگوی تلویزیونی (شبکهٔ افق رژیم- ۶بهمن ۹۹) گفت: «ما اگر دست و پای این دولت را ببندیم بیشتر از این خرابکاری نکند توی بودجه خیلی کار کرده‌ایم!». از سوی دیگر روحانی هم متقابلاً تهدید کرد «اگر شاکلهٔ بودجه بهم‌» بخورد رودرروی مجلس خواهد ایستاد (۸بهمن). این شدت‌گرفتن بحران درونی رژیم ناشی از نزدیک شدن موعد نمایش انتخابات ریاست‌جمهوری و مقطع تقسیم قدرت و ثروت میان باندهای مختلف نظام است در حالی که «نظام در این شرایط بیش از هر زمان دیگر به وحدت و انسجام نیاز دارد» (واعظی-۸بهمن)

در حالی که در رأس نظام کشاکش میان قوای سه‌گانه شدت می‌گیرد، در بدنهٔ رژیم هم کارگزاران، رسانه‌ها و مهره‌های دو باند جای آبادی برای هم باقی نمی‌گذارند.

کیهان خامنه‌ای (۸بهمن) سیاست مذاکره روحانی بر سر برجام را «کلاه گشادی» می‌نامد که بر سر ظریف و «مذاکره‌کنندگان رفته است» چرا که «۱۰هزار کیلو اورانیوم غنی‌شده را که ۱۰سال برایش زحمت کشیده بودیم از دست دادیم… . با همه این کارها نه تنها تحریم‌ها برطرف نشد بلکه روزبه‌روز هم بر دامنه آنها افزوده شد»؛ و وقتی هم روحانی خطر تقابل با مذاکره در فرصت پیش آمده از تغییر دولت در آمریکا را گوشزد می‌کند و هشدار می‌دهد که «هر چه اختلاف و دعوا کنیم و روبه‌روی هم باشیم و با حیثیت هم بازی کنیم و همدیگر را تهدید کنیم، تحریم ادامه می‌یابد» (۸بهمن)، رو در رویش می‌گویند «باز هم جریان غرب‌زده دست از التماس به کدخدا برنداشته و این‌بار هم فرصت‌های نظام را معطل آمدن بایدن کرده که نتیجه آن هم معلوم است: تقریباً هیچ!» (کیهان-۸بهمن)؛ آن یکی هم در مقابل این حملات به روحانی، دست باند خامنه‌ای را رو می‌کند که «اصول‌گرایان با مذاکره و توافق با آمریکا مسأله‌ای ندارند. فقط می‌خواهند خودشان مبتکر و مجری مذاکره باشند» (روزنامهٔ حکومتی مستقل-۸بهمن).

بحران درونی نظام از مرحله جنگ لفظی گذشته و به فاز تهدید و اقدام عملی هم رسیده است. باند خامنه‌ای برادر معاون اول آخوند روحانی را به ۴سال زندان و ۷۴ضربه شلاق به جرم «قاچاق به ارزش ۲۶میلیارد ریال» محکوم می‌کند (اسماعیلی-۷بهمن)؛ و از احضار سیف، رئیس پیشین بانک مرکزی رژیم به دادسرا خبر می‌دهند (همان منبع)؛ باند روحانی هم علی‌عسگری، رئیس صدا و سیمای زیر کنترل خامنه‌ای را به جلسهٔ هیات دولت راه نداده و می‌گوید: «صدا و سیما با مستنداتی که ساخته می‌شود نباید مردم (بخوانید نیروهای نظام) را ناامید کند» (واعظی-رئیس دفتر روحانی-۸بهمن). کشاکش به جایی رسیده که روحانی می‌نالد: «اگر کسی به نفع دولت حرف بزند، مصونیتش معلوم نیست» (۸بهمن).

زنگ‌های خطر

پیآمد بحران درونی نظام البته از چشم خود کارگزاران و عوامل این دیکتاتوری پوسیده پنهان نیست. از خود روحانی که در عین شدید‌ترین حملات به باند رقیب برای آنها روضهٔ وحدت می‌خواند که «هر چه متحد باشیم، هر چه یک صدا باشیم، این دوران جنگ اقتصادی کوتاه می‌شود» (۸بهمن)؛ تا معاون اول روحانی که می‌گوید «نباید با زبان خشم با هم صحبت کنیم» و هشدار می‌دهد: «همه در یک کشتی نشسته‌ایم و سرنوشت مشترکی داریم» (جهانگیری -۸بهمن)؛ تا آن یکی که وضعیت همین کشتی نظام را ترسیم کرده و می‌گوید: «خدا کند که مشام تمام هادیان و سرنشینان کشتی بوی تند این خطر را حس کنند و سکان و بادبان به سوی ساحلی آرام بگردانند و گرنه چه روزگاری داریم!» (زیدآبادی-۸بهمن).

این جنگ‌وجدال شدت یافته درونی، حاصل مجازات اتودینامیک یک دیکتاتوری غرق در بحران است که در بستر نمایش انتخابات ۱۴۰۰ اوج تازه‌یی می‌گیرد. وضعیتی که هر چه بیشتر تمامیت نظام را در برابر جبهه برانداز و سرنگون کننده، یعنی مردم و مقاومت ایران، ضعیف و شکننده کرده و چشم‌انداز سرنگونی تمامیت آن را هر چه روشن‌تر می‌سازد.