سیستان و بلوچستان؛ سرکوب، خشم، شورش

  • سخن روز
  • 1399/11/07

سخن روز

سخن روز

صبح یکشنبه پنجم بهمن، مزدوران سپاه، نیروهای اطلاعاتی و انتظامی خامنه‌ای به مردم منطقهٔ محروم کلاهدوز در شهرستان ایرانشهر سیستان و بلوچستان حمله کردند و به‌سوی آنها شلیک کردند. بهانهٔ مزدوران خامنه‌ای قاچاق سوخت توسط جوانان این منطقه بود. مردم محروم نیز با سنگ و چوب به مقابله با یورش وحشیانهٔ مزدوران برخاستند.

آخوندهای دزد و سرکوبگر، در حالی انگ «قاچاق سوخت» به مردم فقیر و محروم سیستان و بلوچستان می‌زنند که «در قاچاق باندهای مافیایی شکل گرفته و حتی ۱۰۰ کامیون با یک برگ سند (رسمی حکومتی) از مرز عبور می‌کند» (احسان هوشمند، کارشناس حکومتی-۱۶دی۹۹) و حجم قاچاق سوخت توسط باندهای مافیایی خامنه‌ای تا حدی است که «روزانه ۱۰ تا ۱۵میلیون لیتر گازوییل قاچاق می‌شود» و ارزش این مقدار قاچاق سازماندهی شدهٔ سوخت آن‌قدر بالاست که «اگر حتی جلوی ۵۰درصد این قاچاق هم گرفته می‌شد، یعنی سالانه ۶میلیارد دلار برای اقتصاد کشور» و همین مردم محروم و بی‌چیز سیستان و بلوچستان و سایر نقاط ایران «باقی می‌ماند» (همان منبع).

نیروهای مزدور خامنه‌ای و اجیرشدگان سپاه پاسداران در حالی به بهانهٔ قاچاق چند گالن سوخت به مردم محروم منطقهٔ کلاهدوز ایرانشهر شلیک کردند که «مافیای قدرت و پول» زیر نظر خامنه‌ای «ظرف چند روز ثروت افسانه‌ای به جیب می‌زنند»، آن هم در شرایطی که «مردم در صف طویل یک کپسول گاز و یک دبه آب شرب هستند» (شاکری عضو مجلس ارتجاع-۱۰دی)؛ و وقتی هم «آن جوان (در سیستان و بلوچستان) از سر استیصال به سوخت‌بری رو می‌آورد، او را با تیر تیز قانون (حکومتی) مواجه می‌کنند، اما در برابر مافیای سوخت مرتبط با رانت دولت سکوت می‌شود!» (سعیدی-عضو مجلس ارتجاع-۲۴دی)؛ و «آلونک آن پیرزن را در حاشیهٔ چابهار خراب می‌کنیم اما کاری به کاخ غیرقانونی دختر وزیر نداریم» (همان منبع).

سرکوب و ستم مضاعف در سیستان و بلوچستان

۴۱سال است مردم سراسر ایران، از هر شهر و استان و روستا، زیر شدیدترین سرکوب و غارتگری رژیم ولایت فقیه قرار دارند. در این میان مردم سیستان و بلوچستان زیر ستم مضاعفی هستند. تا جایی که «از ۲۰منطقهٔ دارای بالاترین نرخ فقر در ایران، ۱۴منطقه مربوط به استان سیستان و بلوچستان است» و بر اثر غارت حکومتی «نرخ فقر در آنجا بین ۷۵ تا ۹۰درصد است» (سایت حکومتی نسیم آنلاین-۱۲مرداد۹۹)؛ و «۷۴درصد مردم سیستان و بلوچستان زیر خط فقر» و حتی زیر خط «امنیت غذایی هستند» (یاراحمدی-عضو مجلس ارتجاع-اردیبهشت۹۹) و بیشتر مردم «شغل ثابتی ندارند و روزمزد هستند» (همان منبع)؛ و کودکان معصوم این استان در اثر غارت ثروت‌شان توسط نهادهای خامنه‌ای «طعم تلخ محرومیت آموزشی» را می‌چشند و «۴۰۰هزار دانش‌آموز سیستان و بلوچستان به‌دلیل نبود زیرساختهای اینترنت و نداشتن گوشی هوشمند» در شرایط کرونا، از تحصیل محروم هستند (خبرگزاری حکومتی مهر-۲۴شهریور۹۹).

و البته دردناکتر آنجاست که کپرهای همین مردم بر روی گنجی از ثروت بنا شده است؛ تا جایی که سیستان و بلوچستان «بر روی کمربند فلز و معدنی جهان که از بالکان تا پاکستان ادامه دارد» قرار گرفته و «ذخایر متنوع معدنی» سرشاری دارد «مانند کرومیت، مس، منگنز، سرب و روی، قلع، تنگستن، طلا و. ». (مهر-۶بهمن۹۹).؛ و البته این تنها بخشی از ثروت نهفتهٔ ایران در خاک سیستان و بلوچستان است و این استان آن‌قدر زرخیز است که «وجود بیش از ۴۰۰هزار تن گارنت با عیار ۴۰درصد، ۱۰میلیون تن آندالوزیت، ۵میلیون تن فلدسپات، ۱۳۰هزار تن سیلیس و ۴۳هزار تن آنتیموان از جمله ظرفیت‌های» سیستان و بلوچستان است (همان منبع).

همین ثروت عظیم معادن در سیستان و بلوچستان و البته سراسر ایران است که باعث شده شاهد «ورود قرارگاه (ضد) خاتم سپاه پاسداران به اکتشافات معدنی» باشیم و «فرمانده قرارگاه (ضد) خاتم هم گفته: استخراج معادن سرب، روی، آهن، مس، منگنز و کرومیت شتاب گرفته است!» (خبرگزاری نیروی قدس، تسنیم-۸مرداد۹۹)؛ و وقتی مافیای غارت نهادهای خامنه‌ای و سپاه وارد می‌شوند، حاصلش این می‌شود که در همین استان زرخیر ایران باید شاهد «سکونت هزار گورخواب در خانهٔ اموات در زابل» باشیم (سایت حکومتی مشرق-تیر۹۷).

سرکوب، راه‌حل نهایی خامنه‌ای

این وضعیت باعث گردیده پتانسیل انفجاری و قیام در سیستان و بلوچستان، مانند سراسر ایران در بالاترین حد باشد. خامنه‌ای و نهادهای سرکوبگرش می‌دانند یا باید پاسخ مطالبات مردم را بدهند (که نه می‌خواهند و نه با ماهیت آنها همخوانی دارد)، یا با سرکوب مضاعف و ایجاد خفقان تلاش کنند خشم مردم به آتش و انفجار بدل نشود.

گسترش اعدامهای جنایتکارانه طی چند ماه گذشته در زندان زاهدان، شلیک پیاپی به جوانان محرومی که برای امرار معاش خانواده، اقدام به انتقال چند گالن سوخت می‌کنند، تخریب ضداسلامی و ضدانسانی فونداسیون مصلای اهل سنت در ایرانشهر (شنبه-۴بهمن) در ادامهٔ چند فقره تخریب دیگر مساجد اهل سنت؛ و دستگیری جوانان این استان، در چارچوب همین سیاست ضدبشری خامنه‌ای است.

اما مقاومت مردم منطقهٔ کلاهدوز ایرانشهر در برابر پاسداران و مزدوران، اعتراض مردمی به تخریب مصلای ایرانشهر؛ هم‌چنین تهاجم کانون‌های دلیر شورشی به مراکز بسیج و سپاه در شهرهای سیستان و بلوچستان (و سایر شهرهای ایران) برای خامنه‌ای این پیام را دارد که سرکوب یارای خاموش کردن این مردم عاصی را ندارد.

کما این‌که در همین روزها شاهد هستیم اقشار محروم و غارت شدهٔ ایران، از کارگران روزمزد ساختمانی زاهدان تا معلمان حق‌التدریسی آبادان تا کشاورزان اصفهان تا پرستاران شیراز و… اعتراض می‌کنند و شعار می‌دهند «نصر من الله و فتح قریب، مرگ بر این دولت مردم فریب».

آری، روزهای سیاه کنونی رفتنی است و روز سرنگونی رژیم آخوندی و ساعت پیروزی و فتح بزرگ مردم ایران نزدیک است. در فردای آن روز زیبا، تمامی استانها و شهرهای ایران، از جمله سیستان و بلوچستان زرخیز و زیبا، سازندگی، آبادانی و زندگی در رفاه، امنیت و آزادی را در سایهٔ حاکمیتی ملی و مردمی، تجربه خواهند کرد.