اعتراضات سراسری، بحرانهای فراگیر

  • 1399/10/21

سخن روز

سخن روز

یکشنبه، ۲۱دی۹۹ بازنشستگان و مستمری بگیران تأمین اجتماعی در اعتراض به وضعیت معیشتی و برای پیگیری مطالباتشان در مقابل مجلس ارتجاع در تهران و در شهرهای رشت، اهواز، اصفهان، اراک، خرم‌آباد، شیراز، قزوین، تبریز، مشهد، کرمانشاه، همدان، کرج، اسفراین، بروجرد، شوش،، ایلام تجمع کردند. بازنشستگان شعار می‌دادند:

«تا حق خود نگیریم، از پا نمی‌نشینیم

در وسط خیابان به‌دست میاد حقمان

بازنشسته، کارگر، ایستاده‌ایم تا آخر

گرانی و تورم، بلای جان مردم».

سرایداران و خدمتگزاران مدارس دولتی هم در اعتراض به حقوق ناچیزشان در تهران مقابل مجلس ارتجاع تجمع اعتراضی گسترده‌یی برگزار کردند. هم‌چنین غارت‌شدگان بازار بورس در تهران در اعتراض به وضعیت بازار بورس و ریزش شدید نرخ سهام به‌دلیل سیاست‌های غارتگرانه رژیم، کارگران هپکو در اراک، کارگران یزد و کارگران شهرداری تبریز و رانندگان کامیون در قصر قند بلوچستان، در اعتراض به غارت و چپاول رژیم آخوندی و پرداخت نشدن حقوقشان تجمع کردند.

این چندمین اعتراض اقشار محروم از ابتدای دیماه است. تنها بازنشستگان از ابتدای دی، ۳ دور اعتراض به‌خاطر غارت حقوق‌شان توسط رژیم برپا کردند. دور اول اعتراض سراسری آنها روز ۱۴دی با شعار «ظلم و ستم کافیه، سفرهٔ ما خالیه» و دیگر شعارهای اعتراضی، در ۲۲شهر کشور برگزار شد.

بازنشستگان هم‌چنین روز ۱۷دی همراه با کارگران زحمتکش، با شعار «کارگر و بازنشسته گرسنه است» در شادگان خوزستان تجمع اعتراضی برپا کردند.

کارد به استخوان رسیده

کافیست به حقوق ناچیز دو میلیون و ۸۰۰هزار تومانی بازنشستگان، در شرایطی که «لجام گسیختگی بازار، خط فقر را بالای ۱۰میلیون تومان رسانده» (فلاحی-عضو مجلس ارتجاع-۵آذر۹۹) نگاه کنیم.

کافیست ببینیم غارتگری سران رژیم «اوضاع مردم را آن‌قدر خراب کرده» که از نظر معیشت مردم «به ۷۰سال پیش برگشتند و مجبورند به‌خاطر (گرانی‌ها و فقر) حتی به‌جای روغن از دنبه استفاده کنند» (عنابستانی، عضو مجلس ارتجاع-۲۱دی۹۹).

کافیست به «قدرت خرید همین مردم» نگاه کنیم «که طی ۴۰سال گذشته به کمترین حد خود رسیده و دیگر تحملی» برایشان باقی نمانده است (راغفر-اقتصاددان حکومتی-۱۸دی۹۹).

کافیست به «تامین اجتماعی» نگاه کنیم که بیش از ۶۵درصد جمعیت کشور به آن وابسته هستند و اکنون با سیاست‌های غارتگرانه «در مرز ورشکستگی است و این امر سختی زندگی بازنشستگان را در سال۱۴۰۰مضاعف خواهد کرد»؛ و کافیست به «صندوق‌های بازنشستگی کشور» نگاه کنیم «در قعر بحران هستند» (روزنامهٔ حکومتی کار و کارگر-۷دی۹۹).

از سوی دیگر، طرح فریبکارانهٔ همسان‌سازی حقوق بازنشستگان هم تنها باعث شده «قشر پایین جامعه همانند همیشه فراموش شوند» (ابراهیمی، رئیس شورای حکومتی کار-۶دی۹۹) و اگر هم این طرح اجرا شود، در بهترین حالت حقوق بازنشستگان به ۵میلیون تومان، یعنی نصف خط فقر خواهد رسید. آن هم در شرایطی که تورم در بسیاری اقلام بیش از ۲۰۰درصد است و «رشد تورم افسارگسیخته باعث شده تا بسیاری از دهک‌های جامعه با سرعت زیاد به طبقات پایین‌تر سقوط کنند» (روزنامهٔ حکومتی مردم‌سالاری-۱۷دی۹۹).

پیامدهای خطرناک

خامنه‌ای و دیگر سران رژیم خوب می‌دانند که هر چند این اعتراضها در آغاز، بر سر حقوق و معیشت است؛ اما ۴۱سال ظلم، تبعیض و غارت آنها چنان جامعه ایران را انفجاری کرده، که «هر مسیری تشدید کنندهٔ اوضاع و بردن یک اعتراض صنفی به ساحت سیاسی» می‌شود (ربیعی-سخنگوی کنونی دولت و وزیر وقت کار-۲۳دی۹۷) و این‌گونه هر حرکت صنفی در ادامه به فوران اجتماعی خواهد انجامید.

سران رژیم به‌ویژه تجربه قیام دی۹۶ را دارند که با شعار «نه به گرانی» از مشهد آغاز شد و در کمتر از ۲۴ساعت به قیامی آتشین در حدود ۲۰۰شهر با شعار سراسری «مرگ بر اصل ولایت فقیه» گسترش یافت.

آنها تجربه قیام آبان۹۸ را دارند که از اعتراض به قیمت بنزین آغاز شد، اما آتش آن در کمتر از چند ساعت چنان شعله‌ور شد که مردم «۷۳۱بانک (حکومتی)، ۱۴۰مکان دولتی» و صدها ماشین و موتور نیروهای نظام را به آتش کشیدند (رحمانی فضلی-وزیر کشور رژیم-آذر۹۸).

از این رو رژیم آخوندی یا باید سر کیسه نجومی نهادهای غارت زیر نظر خامنه‌ای و سپاه را شل کرده، حقوق بازنشستگان و اقشار محروم را بدهد، یا اگر نکند صحنه همان است که روزنامه حکومتی شرق۱۸دی تصویر می‌کند: «همه می‌دانیم (وضعیت) در بن‌بست است. هیچ امکان عقب‌نشینی نداریم. ما دستاوردی نداریم. ما در دست‌آوردها شکست‌خورده‌ایم» و این شکست باعث «آغاز موج تازه‌یی از اعتراضات در اقصی نقاط کشور» خواهد شد (راغفر-اقتصاددان حکومتی-۱۸دی۹۹) که «اعتراضات سراسری، از پیامدهای» آن خواهد بود (مردم‌سالاری-۱۷دی۹۹).

اکنون اعتراضات بازنشستگان، کارگران و اقشار استثمار شده توسط رژیم آخوندی، زنگهای خطر را برای نظام به صدا درآورده و هشدار می‌دهد که «وقتی جامعه صبر و تحملش (تمام می‌شود) دست به انقلاب خشونت‌بار می‌زند. آنوقت ناگزیر یک زایمان طبیعی، آن هم به‌طور قهری رخ خواهد داد» (شرق-۱۸دی۹۹).

آری، در چشم‌اندازی نزدیک، باید در پی انقلاب ارتش گرسنگان و محرومان منتظر تولدی در سپهر سیاسی-اجتماعی ایران‌زمین باشیم. انقلابی که تمام اقشار مردم ایران، در سایهٔ حاکمیتی مردمی، در رفاه و آسایش و فراوانی، با کرامت و بزرگی زندگی خواهند کرد.