بازگشایی اماکن مذهبی و پیامدهای آن

  • 1399/02/07

سخن روز ۶ اردیبهشت۹۹

سخن روز ۶ اردیبهشت۹۹

روحانی روز جمعه ۶فروردین با این ادعا که رعایت پروتکل‌های بهداشتی خیلی عالی و «مایهٔ مباهات» بوده به نمکی وزیر بهداشت دستور داد که دستور‌العملهای مربوط به‌ بازگشایی اماکن مذهبی و بقاع متبرکه را ارائه کند که به‌معنای بازگشایی این مراکز است.

شماری از بالاترین مقام‌های سیستم بهداشت و درمان رژیم کوشیدند با بیان این‌که وضعیت نه تنها به هیچ‌وجه رو به بهبود نیست، بلکه به سمت بدتر شدن است روحانی و در واقع کارفرمای او خامنه‌ای را از این تصمیم باز دارند، اما تلاشهای آنها بی‌فایده بود.

‌برخی مطرح کردند که استدلال روحانی برای راه‌اندازی کسب و کارها، این بود که اگر مردم در خانه بمانند از گرسنگی می‌میرند، در مورد بازگشایی مساجد و زیارتگاهها، با چه استدلالی مردم را به کام مرگ کرونا می‌فرستد؟ و چرا آخوندها این همه بر آن اصرار دارند؟

دلیل اقتصادی بازگشایی اماکن مذهبی

مساجد و زیارتگاهها همیشه دکان آخوندها و وسیلهٔ ارتزاق آنها بوده است، بنابراین طبیعی است که سر آن غیرتی باشند. به‌خصوص که می‌دانیم بقاع متبرکه و آستانها مثل آستان قدس، آستان حضرت معصومه و… از بزرگترین منابع درآمدی رژیم آخوندی و شخص خامنه‌ای هستند. آستان قدس رضوی با موقوفات بسیار گسترده و دارایی‌های عظیمی که به نام امام رضا دارد به‌سان یک کارتل بزرگ اقتصادی است که تماماً در چنگ خامنه‌ای و باند اوست. با بسته شدن و تعطیل این آستانها،‌ یک کانال عظیم ورود ثروت به روی آخوندها و شخص خامنه‌ای مسدود می‌شود. لابد آخوندها حساب و کتاب می‌کنند که در شرایط کرونا و نهایت گرفتاری و درماندگی مردم، میزان نذر و نیاز مردم بیشتر می‌شود و با بسته بودن آستانها، این پولها و منافع کلان دارد از دست می‌رود. به‌خصوص که ماه رمضان و شبهای قدر به این مسأله ضریب می‌زند و همان‌طور که بازار شب عید برای کسبه مهم است، رمضان بازار و محرم بازار هم برای آخوندها که از این طریق ارتزاق می‌کنند اهمیت بسیار دارد و آنها نمی‌توانند از این منافع کلان صرف‌نظر کنند.

دلیل سیاسی و اجتماعی

علاوه بر این اماکن مذهبی و مساجد و به‌خصوص نمایش‌های جمعه‌ برای رژیم آخوندی به‌لحاظ سیاسی و اجتماعی هم اهمیت فوق‌العاده دارد. رژیم نماز جمعه را مهمترین تریبون خود توصیف می‌کند، چرا که عمدتاً از این طریق خط سیاسی خود را پیش می‌برد؛ با تعطیل نماز جمعه، رژیم از این اهرم سیاسی اجتماعی و تبلیغاتی محروم می‌شود. علاوه بر این حول مساجد ضرار حکومتی در سراسر کشور، یک شبکهٔ جاسوسی و سرکوب متشکل از بسیجی‌ها، مداحان و چماقداران شکل گرفته است و مساجد، ظرف و محمل مادی تجمع این نیروهای سرکوبگر است و با تعطیل مساجد، رژیم از این نظر هم ضربه می‌خورد.

انتخاب بین خطر بالقوه و خطر بالفعل

از آنجا که بازگشایی اماکن مذهبی و آزاد شدن تجمعات در این مراکز، باعث شیوع و گسترش وحشتناک ویروس مرگزای کرونا می‌شود، آیا خامنه‌ای و روحانی نگران نیستند که آثار و پیامدهای فاجعه‌بار این تصمیم بر سر خودشان خراب می‌شود؟ آیا خطر و پیامدهای آن را در نظر نمی‌گیرند؟

پاسخ به این سؤال در واقع پاسخ به دوگانهٔ جان مردم یا منافع اقتصادی و امنیت نظام است که رژیم قاطعانه و بدون شکاف دومی را انتخاب کرده و بهای آن را هم بی‌محابا از جان مردم می‌پردازد. خامنه‌ای در سخنرانی روز ۲۱فروردین خود به‌مناسبت نیمه شعبان همین را به‌وضوح اعلام کرد و گفت «به هر قیمتی که هست،‌ مسأله تولید را باید دنبال کنیم» عبارت «به هر قیمتی که هست» معنی خودش را دارد، یعنی هر تعداد بمیرند مهم نیست، نظام و امنیت نظام باید حفظ شود، واجب‌ترین واجبها این است. در همان سخنرانی بود که خامنه‌ای، کرونا و مرگ و میر کرونا را کم اهمیت جلوه داد و گفت:‌ کرونا… در مقایسه با بسیاری از مشکلات چیز کوچکی به حساب می‌آید!»‌ و سپس تصریح کرد: «مسأله کرونا ما را از توطئه دشمن ها غافل نکند». پس مسألهٔ اصلی برای رژیم و برای خامنه‌ای امنیت نظام است و شبکهٔ آخوندی همراه با مساجد ضرار جای مهم و محوری در این ساختار امنیتی دارد، بنابراین طبیعی است در شرایطی که نظام از طرف دشمنان، یعنی مردم و مقاومت ایران تهدید می‌شود، مساجد و اماکن مذهبی «به هر قیمتی که هست» باید بازگشایی شوند.

البته رژیم از میزان بالای مرگ و میر کرونا وحشت دارد و از آن هم که بالقوه یک خطر امنیتی است احساس خطر می‌کند، اما خطر عاجل و بالفعل برای رژیم به حرکت درآمدن ارتش بیکاران و گرسنگان است. در واقع رژیم در انتخاب بین بد و بدتر، بد را انتخاب کرده است. روحانی اخیراً گفت: «کرونا یک بیماری است ولیکن بیکاری یک خطر بزرگ است، نباید مرگ و میر ناشی از کرونا مهار شود ولی مرگ و میر ناشی از فقر و بیکاری راه بیفتد».

به این ترتیب هم‌چنان که رهبر مقاومت در پیام ۲۳فروردین خود گفت: خامنه‌ای و روحانی برای حفظ رژیم از خطر قیام و سرنگونی در شرایط تحریم، مانند جنگ ضدمیهنی و مانند قتل‌عام زندانیان سیاسی، استراتژی کلان تلفات انسانی و فرستادن مردم به میدانهای مین کرونا را در پیش گرفته‌اند».

اما به‌هرحال رژیم نمی‌تواند از آثار و پیامدهای این جنایت بزرگ در حق مردم ایران بگریزد.

رهبر مقاومت در همان پیام تأکید کرد: «اگر برای رژیم ولایت‌ فقیه هر مرگ یک فرصت و یک نعمت است، ما باید با شورش و جنگ صد برابر آن را به تیک‌تاک قیام و ناقوس سرنگونی تبدیل کنیم. فرصت استبداد دینی و رژیم دجال و ضدبشری به پایان رسیده است».