بسوی آزادی

خانه » مقالات - هنر و ادبیات » جمشید پیمان:‌ عصایِ دست این روباه، دین است

جمشید پیمان:‌ عصایِ دست این روباه، دین است

ایا ملّت! تو زاغی در خَم راه
سر راهت گرفته شیخِ روباه

هزار و خورده ای سال است ای دوست
که این روبه کَنَد از تو پَر و پوست

به هر باری فریبی کرده در کار
پنیر از تو ربوده این ستمکار

زده هر دَم کلک این روبه پیر
گهی از رو ربوده گاه از زیر

عوض کرده به هر باری دعا را
نکرده گم ولی راهِ دغـــا را

زنـَد یکراست تیرش را به سوراخ
تو را حیران نشانـَد بر سرِ شاخ

عصایِ دست این روباه، دین است
پرنسیپ های دینِ او چنین است

تو تا زاغی، شوی در بندِ روباه
نباشد راهِ رَستن، ناله و آه

پنیرت را به یک آیه ستانَد
تو را در حسرتی سوزان کشاند

ایا ملت! برون شو از کلاغی
ز روباهان مخور هر بار داغی

ایا ملت! پنیرت میهن تُو ست
به روباهی نبازش این چنین سست

فریبش را مخور این بار ملت!
نیفت از مکر او در چاهِ ذلّت!


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.