كاظم مصطفوي: غزل كوچة بيدلي

براي بيدل شيردلان، براي مسعود

با پچپچه اي كه در سكوت مي ميرد شروع مي كنم
سلام اي تاريك!
سلام اي خلوت!
سلام اي كوچة بيدلي!
مرا به بي انتهائي
و وسعت دلتنگي ات ببخش…
و بگذر
از فراموشكاري هاي مردي
كه هيچ به ياد ندارد
الّا عطر گل سرخ
در شب ديدار
و نامي كه گم نمي شود در زمان بي رحم.
9مهر92

___________________________________________________

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.