علي نجاتي: هويت انساني، بالاترين ثروت

سخنراني هاي شخصيت هايي كه در كنفرانس ها و گردهمايي هاي مقاومت و يا درسيماي آزادي صحبت ميكردند را هميشه گوش ميكردم. اين سخنراني ها برايم هميشه جايگاه ويژه اي و علامت سوالي داشته است.

جملاتي همچون صداي ناقوس كليسا، در گوشم هميشه طنين مي اندازد. ميتوانم بگويم چون چراغ هاي دريايي، در تاريكي شب با سوسوي خود، ساحل را به تو بشارت ميدهد. سمت و سو وجهت را برايت تكرار ميكند. در حاليكه در تاريكي مطلق و امواج پرتلاطم به ظاهر بي جهت درحركت هستي. اين چراغ هاي كوچك از راه دور به تو اطمينان خاطرميدهند. ساليان است كه يك چرايي در ذهنم خلق شده. اين صداي ناقوس و يا چراغ دريايي كه سوسو ميزند چيست و چرا؟ اين پيام يا ارزش چيست كه برجسته ترين انسانهاي سياسي، حقوقي، علمي، مذهبي، از سراسر گيتي در تاكيد بر آن مشترك هستند؟
در آخرين كنفرانس مقاومت، اسطوره اشرف، در پاريس، دكتر سينتيا فلوري فيلسوف و استاد دانشگاه در فرانسه سخنانش را به اين شكل آغاز كرد: از زمان تأسيس، كمپ اشرف سمبل مبارزه براي حقوق بشر، آزادي عقيده، ارادة تشكيل حاكميت قانون، برقراري برابري بين همة انسان‌ها و به‌طور خاص بين زن و مرد است. بيش از يك سال قبل در گردهمايي بزرگ مقاومت (به سوي آزادي) در تير ماه92، صحبت هاي سناتور رابرت توريسلي همچنان در گوشم طنين اندازاست. او گفت: «در هر ملتي، راه طولاني و سختي براي پيمودن وجود دارد، اشتباه نكنيد. به آن صد نفر شجاع كه تنها در اشرف ايستاده اند، به 3100 نفر كه تحت فشار و سركوب در ليبرتي هستند ميگويم كه هرگز شما را فراموش نميكنيم…
و در نهايت ميخواهم همة ما اين تعهد را بدهيم. ما تعهد ميدهيم كه باز خواهيم گشت، خواهيم ايستاد و ميجنگيم تا آخرين نفر از اين ملاها را به دروازه هاي جهنم بفرستيم.
پيروزي آزادي، پيروزي عدالت، همانطوريكه امروز در اينجا حاضر شديد، ما پيروز خواهيم شد. ما سقوط ملاها را نظاره خواهيم كرد. آزادي به ايران باز خواهد گشت…».
ازدكتر آلخو ويدال كوادراس در يكي ازسخنراني هايش پس ازبازگشت از اشرف شنيدم كه گفت:«وقتي از اشرف آمدم قلبم در آنجا ماند».
سوالي كه به ذهنم هميشه خطور ميكرد، اين برجسته ترين شخصيت ها از 5قاره جهان، چه ديده اند؟ و چه ارزشي را گرفته اند كه در مقابل چنين گردهمايي هاي عظيمي، يك چيز مشترك را برجسته و انگشت ميگذارند و تكرار مي كنند؟ اين شخصيت ها عليرغم مواضع فوق العاده برجسته يي كه دارند، درمقابل يك ارزش سلام مي كنند.
در طول تاريخ،”انسان” به تعاريف يا معيارهاي مختلف ارزيابي يا ارزشگذاري شده است. آنچه كه به شكل عام در اذهان ما شكل گرفته، يك ارزشگذاري مادي. و ديگري كسب علم است. به موازات ارزش مادي، فلاسفه، اطبا، دانشمندان، شعرا، هنرمندان، ارزش بالاتري را در جامعه به نام خود ثبت كرده بودند. آنها در تاريخ هميشه به ياد مانده اند. بموازات اين دو طبقه، انسانهايي نيز بوده اند كه ازخود گذشته و خود را فداي بشريت، وحريت انسان كرده اند. اين طبقه، در بالاترين مدار انساني از قدرت انتخاب و تغيير خود ازچرخه معمول زندگي و ارزشهاي عام دوران خود بيرون كشيده و مدار كلاسيك وعاميانه را شكسته و انتخاب و تعهد ديگري را نه براي خود، بلكه براي بشريت برگزيده اند. البته مسيري بسيار سخت و خلاف جريان و خواسته صاحبان قدرت ناحق، بايستي تمامي تهديدات را بجان ميخريدند. به شكل عام راه مبارزه و مبارز شدن، حرفه اي شدن را انتخاب كردند. تاريخ از اين مبارزان هميشه به ارج و احترام فوق العاده ياد كرده و نامشان نيز در تاريخ بشريت ابدي است و راهشان چراغ راه براي برگزيدگان بعدي است. ميلياردها انساني متولد شده و چشم از جهان بسته اند، اما تاريخ فقط نامهاي نيك را در سينه خود حفظ و با افتخار نام ميبرد. انسانهايي كه به همه بشريت تعلق داشته و تمامي بشريت از انها به افتخار نام برده.
هر زمان كه ما از فرانسه ياد ميكنيم، ابتدا انقلاب كبير فرانسه است كه به ذهن ما خطور مي كند. همچنين از الجزاير، انقلاب و خلق تحت ستمي كه اراده كرد خود را از يوغ استعمار بيرون كشيده و آزاد باشد وهويت خود را زنده كند، و از روسيه انقلاب ضد تزار يادآور بالاترين ارزش آن كشور است. همانطور كه در دوران فعلي از مردم سوريه به خاطر اراده ملتي براي بپا خاستن و به اتكاي خود براي آزادي ميهن خود مبارزه كردن نام ميبريم. البته مثالهاي مشابه در تاريخ بسيار است.
وقتي به تاريخ ميهن خود مروري ميكنيم، ياد مصدق كبير پيشواي آزادي، ميرزا كوچك خان، ستارخان، باقر خان، و… تاريخ ميهن ما را روشن مي كند. به دوران كنوني ميهنمان كه بنگريم، اراده و انتخاب پيشواي آزادي، رهبري سازمان مجاهدين خلق و نسل بيشماران از ميليشياها كه به نام آزادي بپا خواستند، انتخاب كردند و اراده كردند كه با مهيب ترين چالش تاريخ ايران زمين چنگ در چنگ شوند و بهاي آنرا  هرچه باشد بپردازند، نسلي كه  با اراده پولادين در سراسر ايران زمين براي آگاهي و آبادي و آزادي ميهن در زنجير به پا خاست و دست كم صدوبيست هزار از آگاه ترين، رشيدترين، جانفشان ترين، عاشقترين هاي ايران زمين را هديه كرد. 30هزار مجاهد و مبارز قتل عام شده بخاطر نه گفتن به تسليم و سازش و براي ايستادگي و مقاومت به هرقيمت و حفظ مرز سرخ هاي، نه سازش نه تسليم، بلكه نبرد تا رهايي، فديه راه  آزادي ميهن شدند، بر اراده خود استوار ماند. از همه چيز خود گذشت، از ميهن، خانه و زندگي، جان و خانواده خود، و از هيچ فرصت و هيچ مكان و هيچ ابزاري براي مبارزه براي اصول خود و خلق خود كوتاهي نكرد، هيچ لحظه و هيچ نفس و هيچ امكاني را بجز در مسير آزادي، خرج نكرد. از قالب ميليشا، تا ارتش آزاديبخش ملي ايران و تا يكانهاي ارتش آزادي در سراسرميهن، تا اشرف نشانان، در سراسر جهان، بذر افشان، جان فشان در هر كوي و برزن و سرزمين براي يك ارزش والاي انساني، فدا براي ديگران، براي آزادي ميهن، نبرد و فداكاري ميكنند. توان و قدرت و انسجام خود را به سطح اعلا ارتقا داده و ضدضربه شده و چون زرهپوش هاي بسيار قدرتمند در سراسر گيتي به پيشروي مشغولند. نام آنها اشرفيها واشرف نشانان است. ارزش اين انسانها نيز به اراده، انتخاب و تعهد آنهاست. آنها هستندكه تاريخ ايران زمين را نيز اعتلا و روشنايي و ارج واحترام بخشيده اند. چه خوب يك انقلابي گفت:«ارزش هر انسان به ميزان تاثيري كه بر پيرامون خود ميگذارد شناخته مي شود».
ميهن ما را با بالاترين ثروت، سرمايه هاي هزاران هزار، اشرفي و اشرف نشان درسراسر ميهن و گيتي غني كرده اند. به افتخارات هر ايراني در هرجاي گيتي افزوده اند.
از محمد حنيف، بنيانگذار سازمان مجاهدين خلق تا كنون50سال، تاريخ مبارزاتي ميهن ما، رنگ وبو وعطر ديگري به خودگرفته است. از يك به چند نفر تا چند صدنفر، تا چند صد هزارميليشياي مجاهد خلق، تا هزاران اشرفي واشرف نشان، نسلي كه ارزش را درمبارزه و اراده خود و در انتخاب براي فدا براي سرزمين و ميهن خود و بشريت برگزيده و تاريخ ميهن خود را از تاريكي و تباهي بيرون كشيده و راه روشن انساني رابه هرقيمت پيموده و مشعل انساني را به دست گرفته است. بالاترين ثروت و قدرت استراتژيكي را براي ميهن ما هديه كرده است. بالاتر از هر موقعيت ژئوپلتيكي يا ذخاير زيرزميني.
هرچندوقت كه سه كلمه حاضر حاضر حاضر را از فريادهاي رزمندگان ارتش آزادي و اشرفي ها كه در مقابل تعهداتشان شنيده مي شد، هر انساني را به فكر فرو ميبرد كه حاضر براي چي؟ بله 50سال حاضر حاضر حاضر فرياد زدن، از حنيف كبير، تا 52مجاهد قهرمان كهكشان اشرفي هزاران بار كلمه حاضر را فرياد زده اند. براي همين 50سال است كه در عرش اعلا وكهكشان مقاومت و انسانيت تاريخ ايران مي درخشند و هستند.
پس منهم ميخواهم هويت خود را برجسته كنم، پس مقاومت ميكنم، مبارزه ميكنم، پس هستم. من يك ايراني آزاده ام، منهم يكي اشرف نشان هستم، من يك انسان آزاده هستم. منهم حاضر! حاضر! حاضر!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.