حسين يعقوبي: مقاومت متحد میکند، زنده باد مقاومت!

باید در هر سپیدی البرز
نزدیک تر شویم
باید یکی شویم
… اینان هراسشان ز یگانگی ماست
وقتی که دختر رحمان                …
با یک تب دو ساعته می میرد
باید که دوست بداریم یاران
باید که قلب ما
سرود و پرچم ما باشد …
(فرزند دلاور خلق شهید خسرو گلسرخی)

مبارزه و تلاش برای آزادی و عدالت اجتماعی قدمتی به بلندای تاریخ انسان دارد. در این کشاکش تاریخی همواره در یک سو جباران، نیرو های ارتجاعی و مدافعان طبقات بهره کش و استثمارگر و در طرف دیگر ستمدیدگان و نیروهای بالنده و مسئول جامعه در مقابل یکدیگر صف آرایی داشته اند. هر کدام از این دو نیرو نیز، به تناسب ملزومات این نبرد، ماهیت و جوهر واقعی خود را بارز میکنند. پشتوانه ستمگر مشتی جلاد است و شکنجه گاه و ابزار شکنجه که  تمام توان خود را بکار می گیرد تا نیروی پیشتاز و مقاوم را به هر قیمت به تسلیم واداشته و راه و آرمان او را به نابودی بکشاند. در مقابل، تنها سلاح  نیروی انقلابی در زنجیر اتکا به اراده انسانی و نیروی ایمان و امید و پشتگرمی به خلق محبوبش و استمرار مقاومت یاران. و البته تضمین بقا ی یک انقلابی و مبارز در زنجیر نیز در گرو از سر گذراندن همین آزمایش بزرگ است. و اتفاقا در این صحنه شورانگیز رزم مشترک است که بسیاری از مفاهیم از قالب های تئوریک به عینیتی ملموس و اصطلاحا به ماده مبارزاتی تبدیل میگردد.
وقتی قلب های سرشار از عشق به آزادی با گلوله یک دشمن و یک جلاد غرق در خون میگردند؛ وقتی پیکرهای انقلابیون با ضربات جلاد مشترک خونین میگردند، نتیجه دیالکتیکی آن یک چیز بیش نیست جز گوهر یک وحدت واقعی در صفوف انقلاب، و این وحدتی است در میدان نبرد و نه در وادی تئوری های بی روح!
در این میدان، اختلافات نظری و تئوریک دیگر به طور قانونمند رنگ می بازند و آنچه اصالت می یابد، مقاومت مشترک در مقابل دشمن مشترک است. به قسمتی از نجوای شبنم مددزاده با همزنجیر شهیدش شیرین علم هولی در سالروز تولدش که جان بر سر پیمان آزادی و عدالت اجتماعی گذاشت و سربدار شد، نکاه کنید:
«…. آن شب فاصله هر تیک ساعت به اندازه ی یک سال می گذشت، چشم هایم اشک آلود بود و دلم نگران، نگران از حادثه ای که نمی خواستم بر زبان بیاورم. تا صبح به انتظار برگشت تو در چهارچوب پنجره ی اتاق که آسمان ابر آلوده را قاب گرفته بود گریستم با وجود اینکه چشم ها همه چیز را می‌گفتند در مقابل حرف های دیگران واکنش تند نشان می دادم و تنها کلمه «برمی گردد» را تکرار می کردم و دوست داشتم به واقعیت تبدیل شود و با طلوع آفتاب تو را با همان لبخند همیشگی ات در کنارمان ببینم. طلوع آفتاب ۱۹ اردیبهشت بدترین منظره جلو چشمانم بود. من که همیشه عاشق دمیدن سپیده و منظره طلوع خورشید از پشت تپه های اوین و رنگ آسمان موقع شفق بودم دیگر بدم آمد، چرا که اولین آفتاب بدون حضور تو بود، چرا که باید با جگر زخم خورده ساک لباس‌هایت را تحویل افسر نگهبان می دادیم! وای، چه کار سختی، ما که در مقابل رفتن‌ات نتوانستیم کاری بکنیم، اکنون لباس‌هایت را… و تنها اشک بود که راهش را یافته بود ولی برای تو ارمغان جاودانه شدن داشت و تو جریان یافتی چون خون در رگان تاریخ سرزمینت، در رگان ماکو، سنندج، مریوان و…»
بدیهی است  که این وحدت عمل انقلابی حصارهای شکنجه گاههای دژخیم را در می نوردد و در یک ارتباط زنده و فعال، از سرشت و توان الهام بخش مقاومت و پایداری در خارج از زندان تاثیر می پذیرد.
پیام شجاعانه ارژنگ داودی در آستانه گردهمائی بزرگ مقاومت در ویلپنت پاریس نمونه بارز این وحدت بوده و نشان دهنده قدرت متحد کننده مقاومت برای آرمان مشترک آزادی است. ارژنگ داودی از شکنجه گاه دژخیم در این فراخوان از جمله می نویسد:
… با ابراز صمیمانه ترین احترامات قلبی نسبت به تمامی اعضای سازمان ملل، از درون سیاهچال های تبعیدگاه مخوف بندر عباس، دستان امیدوار خود را دراز می کنم به سوی تمامی آزادیخواهان جهان به ویژه آزادیخواهان ایرانی در هر جای این کره خاکی که باشند و خالصانه از همگان می خواهم تا در صورت امکان با حضور معنادار در همایش موسوم به «همه برای آزادی» انزجار خود از استبداد مطلقه حاکم بر میهن اهورایی را هر چه رساتر فریاد کنند….
هم‌ميهنان،
… براي زدودن زنگارها و گسستن زنجيرها به‌ نيت رهايي انسان ايراني تا بدين جا راه درازی آمده‌ايم. راهی پرخون، راهی پر تلاطم و رنجبار. اما اينك از «برای آزادی» در پاريس تا «پايگاه آزادی» در بغداد و تا خون آزادی در «ميدان آزادی» تهران راه زيادی نيست“.
و در اولین سالگرد شهادت مجاهد شهید علی صارمی از زندان رجایی شهر می نویسد:
«…. علی جان، از صلابت تو و همرزمان توست که دژخیم از نوشتن و یا بر زبان آوردن کلمه مجاهد امتناع کند و از یاداوری نامتان چنان بر خود می لرزد که عنان اختیار از دست می دهد و حرمت موی سفید امثال مرا چنین ناجوانمردانه زیر پا می گذارد“.

بنابراین دوری و نزدیکی با مقاومت سازش ناپذیر، مستقل از هر دیدگاه و ایدئولوژی، خود معیاری است برای تشخیص دوست و دشمن.
نمونه های ذکر شده فوق، بر خلاف چرندیات «گزارشگر ویژه!» وزارت بدنام اطلاعات آخوندی که مدعی «بي اعتمادي بخش قابل توجهي از مردم به اپوزيسيون و چشم دوختن به تغييرات از درون نظام شده است»، به خوبی مبین این حقیقت است که رزم و فدای مجاهدین و مقاومت، الهام بخش و نقطه امید هر نیرویی است که سر سازش با دژخیمان حاکم بر میهنمان نداشته و حاضر به پرداخت بها برای آزادی است.
١٢ مرداد ١٣٩٣

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.